تمرینات مسابقه ی شعرخوانی و مشاعره ی استانی اعضا

اعضای نوجوان گروه مشاعره و شعرخوانی ی مرکز ، با آمادگی ی کامل جهت شرکت در مسابقه ی مشاعره و شعرخوانی تمرینات خود را پی می گیرند. مرحله ی حوزه یی ی  این مسابقه در روزهای 27-28 و 29 مرداد ماه  برگزار می شود. این گروه روزسه شنبه 29/5/92 با گروه هایی از مراکز هفشجان ، سورشجان ، فارسان ، جونقان ، اردل و چلگرد و به میزبانی مرکز جونقان  رقابت خواهند کرد. مرحله ی استانی نیز در شهریورماه به صورت یک اردوی یک روزه برگزار خواهد شد.

اسامی این اعضا به شرح ذیل می باشد :

لیلا کاظمیان

زهرا میراحمدی

زهرا مرتضوی

زینب کاظمی

مریم اسلامی

برای این اعضای فعال آرزوی موفقیت می کنیم.

 

 

بچه ها گل کاشتند

اعضای مرکز باباحیدر در برنامه ی مشاعره ی استانی در بخش مشاعره ی تک بیت مقام اول را کسب کردند. لیلا کاظمیان - زینب مرتضوی - زینب کاظمی و اکرم هاشمی اعضای مشاعره بودند که به همراه ۴ نفر از گروه بازی های بومی محلی مرکز در اردوی یک روزه استانی شرکت کردند و در بخش های بازی محلی و مشاعره به رقابت با دیگر نوجوانان مراکز کانون پرورش فکری استان پرداختند. مسابقه ی مشاعره در ۴ بخش روخوانی - حفظ شعر - آگاهی های شعری و مشاعره ی تک بیت برگزار شد. هم چنین گروه بازی محلی مرکز با دو بازی آکاوکاوک و هلهله گرگ چمبری در این رقابت شرکت کردند. یکی از برنامه های جنبی این اردو نیز کارگاه آموزشی کاغذ و تا بود که اعضای مرکز نیز نمونه هایی از این فعالیت را در قالب قاب در نمایشگاه اختتامیه ی اردو به نمایش گذاشتند. این اردو در محل کانون پرورش فکری مرکز فرخشهر برگزار شد. 

 

سپیدار باغ وحی

 

آن شب که دفن کرد علی بی صدا تو را

خون گریه کرد چشم خدا در عـزا تو را

در گوش چاه ، گوهر نجوا نمی شکست

ای آشیان درد ، علــــــی داشت تا تو را

ای مــادر پدر! غمش از دست برده بود

همراه خود نداشت اگر مصطفی تــو را

زین درد سوختیم که ای زهره ی منیــر

کتمان کند به خلوت شب مرتضی تو را

رعنـــــاست ای صنوبر فریاد ، شیونت

هر چند دفن کرد علـــــی بی صدا تو را

ای مهربان! کنیزک غم تا تو را شناخت

دامـــن رها نکرد به رسم وفـــا تــــو را

خم کرد ای یگـــــانه سپیدار باغ وحـــی

این هیجده بهــار پر از ماجــــــرا تو را

دفن شبانه ی تــــوکه با خواهش تو بود

فریاد روشنی ست ز چندین جفـــا تو را

تحریف دیـن ، فراق پـدر ، غربت علی

افکند این سه درد مجسم ، ز پا تــــو را

دادند در بهای فدک - آخــــر ای دریغ-

گلخانه یی به گستره ی کربــــــلا تو را

پهلـــــو شکسته یی و علی با فرشتگان

با گریه می برند به دارالشفا تـــــــو را

دارالشفای درد جهان خانه ی علی ست

زین خانــــه می برند ندانم کجـــا تو را

گلخانه ی مـــزار تو را عاشقی نیــافت

ای جان عاشقان حسینـــــی فدا تـــو را 

قادر طهماسبی

ایام سوگواری زهرای مرضیه تسلیت باد

مشاعره

مشاعره از علاقه مندی های ما ایرانیان است که به خاطر طبع شعرمان از سال های دور تا کنون گرمی بخش محافلمان بوده است. من و بیش تر دوستانم عاشق مشاعره هستیم و وقتی با همیم حتماً مشاعره انجام می دهیم حتا اگر شده نیم دقیقه. امروز دوست داشتم چند شعری که در ذهنم بوده را به صورت مشاعره برای شما بنویسم. امیدوارم دوست داشته باشید.

 

دروفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع  

شب نشین کوی مشتاقان و رندانم چو شمع

 

علی آن شیر خدا شاه عرب         

الفتی داشته با این دل شب

 

برو کار میکن مگو چیست کار                                  

که سرمایه ی جاودانیست کار

 

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست  

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

 

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست      

دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

 

تا غنچه ی خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخه گل رعنا  از بهر که می رویی

 

یا رب سببی ساز که یارم  به سلامت                       

باز آید و برهاندم از بند ملامت

 

تا توانی رفع غم از چهره ی غم ناک کن      

در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

 

دردم از یارست و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

 

مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که تو هم راهنمایی

 

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند

 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

.

.

.

زینب مرتضوی- عضو نوجوان وبلاگ مرکز